فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

89

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

همگنان باستعجال تمام جهة جمع زواده ، قدم در خانهاى آن قلعه گشوده ، ما يحتاج جميع آن لشكر مهيا شد ، بىآنكه كسى از نكايت لشكرى شكايتى يا از ستم سپاهى دادخواهى يا حكايتى كند و چون در آن بلاد معاملات اسواق و دكاكين نمىباشد ، اكثر مبايعات در خانهاى مردم است و جماعت عساكر با احمال و اوقار اطعمه از خانهاى آن محقر بقعه بيرون مىآمدند . جمال و اثقال ايشان تمامى از نعمتها مالامال و نمودند كه اكثر قلاع تركستان در معمورى قرينهء قلعهء ارقوق است بلك [ 37 پ ] افزونتر و اين از غرايب امورست چه اگر عبور چنان لشكر در اكثر بلاد ماوراء النهر و خراسان و عراق و آذربايجان واقع شود و ايشان در طلب قوت و زوادهء يك ماهه باشند شايد بعد از تعذيب و شكنجه و طلب غلّه ، بسيارى از مردم عرضهء هلاك و دمار شوند و استيفاء ما يحتاج خود نتوانند و آن بلاد مطلقا از حليه عمارت و آبادانى عاطل ماند ، بلكه بعد از آن بمدتها كسى تخم زراعت در هيچ ناحيه از نواحى آن نيفشاند و اين معمورى بلاد تركستان تمامى از الطاف بىپايان حضرت خليفة الرحمن است و حسن اشفاق كه پادشاه آفاق را نسبت با آن گروه حاصل . بنا بر اداى حقوق موافقت كه ازيشان صدور يافته در اوايل اول روز كه نزول اجلال رايات همايون در حوالى قلعهء ارقوق واقع شد اين فقير از تقرير دلپذير حضرت خان شنيدم كه فرمودند : اين قلعهء ارقوق نسبت با ما حكم مدينه طيّبه يثرب دارد نسبت با حضرت نبوى عليه افضل الصلوات و السلام ، چه اهل اين قلعه اول طايفه‌اند كه در احياء دولت روز افزون كمر اجتهاد بر ميان جان راسخ ساخته و همچو انصار جهة مهاجران خدّام ما كه در موكب همايون برسم قزّاقى درين ولايت ميگشتند علم نصرت و يارى برافراخته و سنگ خذلان از تيرانداز قلعه بجانب اعداء دولت ابد پيوند ما انداخته‌اند لاجرم حق تعالى ايشانرا محفوف به بركات سعت ارزاق و ترخانى از تحميلات و تكليفات ديوانى گردانيده و پايهء قدر ايشانرا بواسطهء سوابق حقوق خدمت و لواحق معرفت حق نعمت باوج حشمت و رفعت برافراخته است .